
حکمرانی فضای مجازی | فیلترینگ به نفع کیست؟ | گفتوگو با محمدرضا اصنافی
AI Summary
در این گفتگو، دکتر محمدرضا اصنافی، متخصص مدیریت رسانه و فضای مجازی و از مدیران سابق مرکز ملی فضای مجازی، به تحلیل عمیق چالشهای حکمرانی در فضای مجازی ایران میپردازد. وی فضای مجازی را نه صرفاً یک رسانه، بلکه به مثابه یک "شهر" توصیف میکند که وجوه مختلف زندگی انسانی، از جمله مالی، حقوقی، اجتماعی، سرگرمی و کسبوکار را در بر میگیرد. این شهر مجازی، با قابلیت مهاجرت لحظهای شهروندان به آن، چالشهای جدیدی را برای حاکمیت ایجاد کرده است، زیرا بخشهایی از حاکمیت، مانند نظام پولی و قضایی، در این فضا خارج از تسلط مستقیم دولت عمل میکنند.
دکتر اصنافی معتقد است که اصلیترین دلیل مناقشهبرانگیز بودن سیاستگذاری فضای مجازی در ایران، موسعتر بودن مفهوم حکمرانی در ایران نسبت به سایر کشورها و همچنین تضعیف خردهنظامهای سنتی حاکمیت توسط فضای مجازی است. به عنوان مثال، در حوزه مالی، سهولت پرداخت در فضای مجازی میتواند نظام پولی سنتی را تضعیف کند. در حوزه قضایی، اعمال مقررات و مجازات توسط پلتفرمهای خارجی، نوعی "اعدام مجازی" محسوب میشود. در حوزه ادراکی جامعه، فضای مجازی منابع دانشی را از کنترل حاکمیت خارج کرده و قدرت سیاسی را به سمت جامعه منتقل میکند.
این تغییر در توزیع قدرت، از هرمی به شبکهای، برای حاکمیتی که خود را بر اساس نظام هرمی طراحی کرده، چالش جدی ایجاد میکند. دکتر اصنافی با اشاره به کتاب "راه باریک آزادی"، بیان میکند که آزادی واقعی محصول توانمندی همزمان دولت و جامعه است؛ دولتی توانمند که از جامعه خود نمیترسد و جامعهای توانمند که میتواند بر حاکمیت اثر بگذارد. فضای مجازی این دوگانگی را ایجاد کرده است: از یک سو جامعه را توانمند میسازد و از سوی دیگر، حاکمیت نگران از دست دادن ظرفیتهای حکمرانی خود است.
شکست در حکمرانی فضای مجازی در ایران، به معنای از بین رفتن حاکمیت نیست، بلکه به معنای ناتوانی حاکمیت در انطباق پارادایم ذهنی خود با واقعیتهای جدید است. حاکمیت به جای تمرکز بر قدرت، بر "تکثر" آن تمرکز کرده است. به جای توسعه سرویسها و میزبانی حداکثر طیفهای مردم، به سمت محدود کردن سرویسها رفته است. دکتر اصنافی با مقایسه پلتفرمهای موفق داخلی مانند اسنپ و دیجیکالا با پلتفرمهای داخلی پیامرسان مانند بله و ایتا، تفاوت اصلی را در "غیرایدئولوژیک" بودن اولیها میداند. پلتفرمهای موفق داخلی، بدون توجه به گرایشات سیاسی کاربران، خدمات ارائه میدهند، در حالی که پلتفرمهای پیامرسان داخلی به دلیل فیلترهای ایدئولوژیک، به "قبیله" تبدیل شدهاند و عمق ارتباط را به جای وسعت آن، هدف قرار دادهاند.
وی معتقد است که "مزیت اندازه شبکه" در پلتفرمهای اجتماعی، که از طریق پذیرش تنوع و عدم اعمال ایدئولوژی شکل میگیرد، عامل اصلی موفقیت آنهاست. شرکتهای خارجی با هدف افزایش داده و در نتیجه قدرت، به دنبال جذب حداکثر کاربر با تنوع بالا هستند. در مقابل، حاکمیت ایران با اعمال فیلترینگ و ایجاد محدودیتهای ایدئولوژیک، مانع از شکلگیری چنین شبکههایی شده و در واقع، "بازاریابی برای ضد خود" انجام میدهد.
دکتر اصنافی فیلترینگ را ابزاری سیاسی میداند که به جای تأمین امنیت، باعث نارضایتی عمومی، افزایش هزینهها (مانند خرید فیلترشکن) و تضعیف حاکمیت شده است. وی با اشاره به عدم همکاری پلتفرمهای خارجی به دلیل فیلتر شدن و درخواستهای نامعقول حاکمیت، معتقد است که این رویکرد، قدرت چانهزنی را از ایران گرفته است.
در مورد پیامدهای هوش مصنوعی، دکتر اصنافی پیشبینی میکند که این فناوری، با گسترش بیشتر "شهر مجازی" و وابستگی بیشتر انسان به فضایی خارج از حاکمیت، چالشهای حکمرانی را تشدید خواهد کرد. وی نبود زیرساختهای لازم، بحران نیروی انسانی و فقدان اکوسیستم نوآوری و خلاقیت را از موانع اصلی توسعه هوش مصنوعی در ایران میداند.
در پایان، دکتر اصنافی سه اقدام اولویتدار و واقعبینانه را برای سیاستگذاران پیشنهاد میکند:
۱. **ایجاد یک کنسرسیوم بین پلتفرمهای داخلی:** به جای رقابت و شکستن کمر یکدیگر، باید با هم همکاری کنند.
۲. **حل مسئله فیلترینگ:** برداشتن فیلترینگ و بازگشت به مذاکره با پلتفرمهای خارجی بر سر منافع معقول (مانند حفظ حریم خصوصی و همکاری پلیسی در چارچوب قانون).
۳. **اصلاح نگرش سیاسی:** به جای نگاه تقابلی با آزادی، باید به سمت پذیرش آزادی به عنوان یک عامل توانمندساز و اصلاح قوانین مربوط به حریم خصوصی و آزادی بیان حرکت کرد. وی تاکید میکند که حاکمیت باید خود را "قابل پیشبینی" کند و از سیاستهای غافلگیرکننده و مخرب دست بردارد.
در نهایت، دکتر اصنافی معتقد است که حاکمیت باید دست از این دیدگاه بردارد که خارج از حاکمیت بودن، مزیت محسوب میشود و به جای تقابل آزادی و امنیت، به دنبال ایجاد زیرساختی باشد که هر دو را همزمان محقق کند.