
Your Phone is Not Distracting You.
AI Summary
در این ویدیو، دیوید مککریکر، میزبان تئوری زیرزمین، به بررسی انتقادی نظریه رسانههای مدرن میپردازد و استدلال میکند که تمرکز بر فناوریهایی مانند گوشیهای هوشمند، شرکتهای فناوری و هوش مصنوعی به عنوان منبع اصلی مشکلات، یک رویکرد سطحی و گمراهکننده است. او معتقد است که ریشه اصلی مشکلات عمیقتر از سرمایهداری و در سطحی وجودی قرار دارد و کلید بازیابی زندگی و تمرکز، درک و بهکارگیری نظریه توجه سیمون ویل است.
مککریکر با بیان تز بحثبرانگیز خود مبنی بر اینکه «اقتصاد توجه» وجود خارجی ندارد، بحث را آغاز میکند. او توضیح میدهد که تمرکز بر این فناوریها، نوعی «فتیشیزم» است و مشکل واقعی در جایی عمیقتر نهفته است. قبل از ورود به بحث اصلی، او به دو موضوع فرعی اشاره میکند: اول، حمایت از بازی کارتی کلکسیونی Canon TCG که در آخرین هفته کمپین کیکاستارتر خود قرار دارد و تا ۲ نوامبر فرصت برای حمایت از آن وجود دارد. او به جزئیات بستههای تقویتی و شانس دریافت کارتهای کمیاب اشاره میکند و وبسایت canoncg.com را برای کسب اطلاعات بیشتر معرفی میکند.
دوم، مککریکر به پیشرفت در ساخت استودیوی جدید خود اشاره میکند. او توضیح میدهد که با کمک حامیان تئوری زیرزمین و یک سرمایهگذار فرشته، در حال ساخت استودیویی است که امیدوار است بتواند زمستان امسال از آن استفاده کند. او جزئیاتی از فرایند ساخت، از جمله کندن خندق و کشیدن سیمکشی برق را بیان میکند و چالشهای پیشبینی نشده، مانند افزایش سه برابری هزینه برق برای راهاندازی اولیه را شرح میدهد. او از کسانی که مایلند به او در تسریع این فرایند کمک کنند، درخواست حمایت مالی میکند.
سپس، مککریکر به موضوع اصلی ویدیو، یعنی نظریه توجه، میپردازد. او تجربهی نوشتن در مکانهای بسیار پر سر و صدا و حواسپرتکننده مانند Fremont Street Experience در لاس وگاس را شرح میدهد و استدلال میکند که حتی در چنین محیطی نیز میتوان با تمرکز عمیق، کار تولید کرد. او تجربهی شخصی خود در نوشتن کتابی از طریق گوشی هوشمند در یک روز را ذکر میکند و کلید این موفقیت را در درک عمیقتر مفهوم «توجه» میداند، نه صرفاً «ادراک».
او مفهوم «اقتصاد توجه» را به چالش میکشد و معتقد است که چنین بازاری به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. مککریکر به تمایز بین «توجه» در معنای عام و «توجه» به عنوان یک کالا میپردازد. او بیان میکند که در گذشته پول کالای تعمیمیافته بود، اما توجه نیز همیشه نوعی سرمایه بوده است. او میپرسد که آیا میتوان توجه را به شکلی غیر کالایی بازپس گرفت.
اینجاست که او به سیمون ویل رجوع میکند. ویل توجه را در معنای والا، در مقابل مصرفگرایی میداند. او توجه را به عنوان فعالیتی تعریف میکند که در آن ما به دنبال تغییر یا تصاحب زیبایی نیستیم، بلکه صرفاً به آن مینگریم. برخلاف «اقتصاد توجه» که محصولات مصرفی زودگذر تولید میکند، توجه ویل، نوعی «خیر بیپایان» است که قابل تملک، مبادله یا تغییر نیست.
مککریکر، جی. کی. چسترتون را به عنوان مکملی برای ویل معرفی میکند. او استدلال میکند که عشق واقعی، عشقی است که خود را بیقید و شرط وقف معشوق میکند، نه عشقی که به دلیل خاصی وابسته است. این عشق، نوعی توجه فداکارانه است که ویل آن را مد نظر دارد.
سپس، مککریکر به تأثیر امیل شاتلیه، استاد ویل، اشاره میکند که معتقد بود «ادراک همیشه داوری است» و «خوشبینی از اراده ناشی میشود». اما ویل، توجه را فراتر از اراده میدانست. او معتقد بود که اراده میتواند ما را وادار به انجام کاری کند، اما نمیتواند ما را وادار به دوست داشتن کند. توجه، در معنای ویل، یک «عمل حقیقت» است که تنها از طریق «فیض» امکانپذیر میشود.
او تجربهی شخصی خود در نوشتن در مکانهای پر سر و صدا را دوباره مطرح میکند و آن را «عمل رادیکال توجه» مینامد. ویل، تمام اعمال توجه را مقدمهای برای دعا میدانست. او معتقد بود که مدرسه باید توجه را آموزش دهد، نه صرفاً پرسیدن سوالات بیمورد. توجه، مانند یک عضله، با تمرین قویتر میشود و نوعی «سرمایه معنوی» است که قابل سرمایهگذاری و فداکاری است.
مککریکر تفاوت بین «توجه» به عنوان سرمایه و «کالای توجه» را روشن میکند. او میگوید که سرمایه برای تولید سرمایه بیشتر انباشته میشود، اما توجه، قابل مبادله نیست و منجر به انباشت «عشق» میشود که قابل فروش نیست. او ادعا میکند که آنچه ما «توجه» مینامیم، در واقع «ادراک» است و ما در «اقتصاد ادراک» زندگی میکنیم.
او توضیح میدهد که برای بازیابی توجه، نیاز به ترکیب «اراده» (از درون) و «فیض» (از بیرون) داریم. زیبایی، فیضی است که ما را نجات میدهد. برخلاف سرمایهداری که به دنبال سود است، توجه بدون انتظار بازگشت است. او تأکید میکند که وقتی احساس حواسپرتی یا اضطراب میکنیم، به این دلیل است که خودمان را گم کردهایم و نمیتوانیم توجه کنیم.
راه حل، نه از سوی دولت یا بازار، بلکه از طریق «تشکیلات شکلدهی اجتماعی» (communal formation structures) حاصل میشود. این تشکیلات، با حضور افراد مسئول و بزرگسالان، بستر فرهنگی بین نسلی را برای شکلگیری انسانهایی قادر به دادن و دریافت توجه، خارج از چارچوب اقتصاد، فراهم میکنند. «فیض از فراسو» میتواند «فیض دیگری»، «فیض بیرونی» یا حتی «خدا» باشد.
مککریکر در پایان، به حمایت از تئوری زیرزمین، ثبتنام در دوره «نظریه انتقادی رسانه ۳» و کمک به ساخت استودیو اشاره میکند. او مجدداً تأکید میکند که مشکل، گوشی هوشمند، شرکتهای فناوری یا هوش مصنوعی نیست، بلکه «نظم نادرست عشقهای ما» است. او فعالیتهایی مانند جوجیتسو، حضور در کلیسا و شرکت در برنامههای صبحگاهی تئوری زیرزمین