
ترکیه اردوغان؛ ادامهی جمهوری آتاتورک یا بازگشت عثمانی؟
AI Summary
ترکیه چند دهه پیش کشوری بود که هدف اصلیاش عضویت در اتحادیه اروپا بود؛ اروپا نیز برای پذیرش ترکیه شرطها و الزامات زیادی گذاشت. اما امروز ترکیه دیگر بهعنوان یک کشور «در مسیر اروپا» شناخته نمیشود. همزمان که هنوز نگاه به اروپا را حفظ کرده، ترکیه به خاورمیانه و کشورهای اسلامی نیز توجه میکند و روابط خود را با این مناطق گسترش میدهد. این تغییرات در چهارچوب سیاستهای رجب طیب اردوغان در دهسال گذشته شکل گرفته است.
**پروژههای بزرگ اردوغان**
در این دوره ترکیه پروژههای متنوعی را پیش برد: ساخت پهپادهای جنگی و فروش آنها به بازارهای جهانی، تبدیل ایاصوفیه از موزه به مسجد، اعلام هدف «سال ۲۰۲۵» برای داشتن سه بچه در هر خانواده، ایجاد پایگاه نظامی بزرگ در سومالی، تشکیل اتحادی با کشورهای ترک از باکو تا تاشکند، افزودن درس تاریخ عثمانی به برنامه درسی مدارس، تعریف مرزهای دریایی جدید در مدیترانه که توسط سه کشور و اتحادیه اروپا تأیید شد، و برنامهریزی برای سال ۲۰۵۳ به عنوان ششصدمین سالگرد فتح قسطنطنیه. این اقدامات بهنظر میرسد که از هم بیارتباط هستند؛ برخی بهنظر میرسد تحت تأثیر اسلامگرایی باشند (مثلاً تبدیل ایاصوفیه به مسجد)، برخی دیگر میتوانند بهعنوان تصمیمات پوپولیستی برای جذب رایهای انتخاباتی تفسیر شوند، و برخی دیگر بهنظر میرسد که صرفاً برای حفظ قدرت در درازمدت انجام شدهاند.
**نگهداری و گسترش قدرت**
تحلیلگران میگویند که اردوغان پس از یک مبارزه طولانی با دولتهای قدرتمند، نه تنها قدرت خود را محدود نکرده، بلکه آن را گسترش داده است. در سال ۱۹۹۹، بهدلیل یک شعر، اردوغان زندانی شد و ممنوعالفعالیت شد؛ در سال ۲۰۰۸ حزب او با رأی یک قاضی از انحلال نجات یافت. پس از پیروزی در این مبارزه، او اختیارات خود را کاهش نداد، بلکه نظام سیاسی را از پارلمانی به ریاستجمهوری تغییر داد. این تغییر باعث شد تا حاکمیت ترکیه بهصورت متمرکزتر و با اختیارات بالاتر در دست یک نفر (رئیسجمهور) متمرکز شود.
**سازمان دیانت و کنترل دین**
یکی از ابزارهای کلیدی اردوغان برای کنترل دین، سازمان دیانت است. این سازمان که در دوران سکولار آتاتورک برای نظارت بر امور دینی ایجاد شد، پس از بهدست گرفتن قدرت توسط اردوغان نه تنها حذف نشد، بلکه بودجهاش دهبرابر شد و از وزارتخانهها پیشی گرفت. هدف اصلی این سازمان، مهار کردن دین و در عین حال تحت کنترل دولت نگه داشتن آن است؛ بهطوری که دین سنی حنفی که بیشترین جمعیت ترکیه را تشکیل میدهد، بهصورت سازمانی در دولت جای گیرد. اردوغان این ساختار را برای جلوگیری از نفوذ گروههای دینی دیگر (مانند علویها) استفاده کرد.
**شوراهای عالی و محدودیت نظارت**
سازمان دیگری که تحت کنترل اردوغان باقی مانده، شورای عالی آموزش است. این شورا که پیش از کودتای ۱۹۸۰ در انتخاب رئیس دانشگاهها نقش داشت، پس از بهدست گرفتن قدرت توسط اردوغان منحل نشد؛ بلکه رئیس آن توسط رئیسجمهور تعیین میشود. این امر نشان میدهد که حتی نهادهای آموزشی که میتوانستند مانع متمرکز شدن قدرت شوند، تحت نظارت مستقیم دولت قرار گرفتهاند.
**تجزیه و بازسازی نظام نظامی**
ترکیه در طول تاریخ خود، ارتش نقش مؤسس دولت را داشته است؛ جمهوری ترکیه توسط آتاتورک، که خود ژنرال بود، تأسیس شد. پس از چندین کودتا در نیمه دوم قرن بیستم، ارتش ترکیه بهعنوان نیروی مستقلی باقی ماند. اردوغان برای کاهش تهدید ارتش، پس از کودتای ناموفق ۲۰۱۶، ارتش را به بخشهای مختلف تقسیم کرد: برخی نیروها به وزارت دفاع، برخی به وزارت کشور، برخی به وزارت بهداشت و برخی دیگر تعطیل شد. این تقسیمبندی هدف آن بود که ارتش دیگر بهعنوان یک نیروی یکپارچه قادر به انجام کودتا نباشد و کنترل آن در دست دولت باقی بماند.
**استقلال انرژی و دفاعی**
یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی اردوغان، دستیابی به استقلال از وابستگیهای خارجی است. برای این منظور ترکیه پروژههای بزرگ انرژی و دفاعی را اجرا کرده است. پروژه آککویو، یک نیروگاه هستهای با هزینه ۲۰ میلیاردمیال که توسط روسیه ساخته میشود، هدف کاهش وابستگی به واردات انرژی را دنبال میکند؛ اگرچه مالکیت و مدیریت این نیروگاه توسط روسیه است و ترکیه برای مدت طولانی مالیات را پرداخت نمیکند. در حوزه دفاعی، ترکیه پس از تحریمهای آمریکا بر فروش S‑400 از روسیه، خود بهدست آوردن سامانههای رادار و موشک را پیش برد و حتی پهپادهای Bayraktar را تولید و بهصورت صادراتی به کشورهای دیگر فروخت. این اقدامات نشان میدهد که ترکیه سعی دارد ابزارهای استراتژیک (انرژی، سلاح) را در دست خود داشته باشد تا در برابر فشارهای خارجی مقاوم باشد.
**استراتژی «هجینگ» (پخش وابستگی)**
ترکیه بهجای حذف کامل وابستگیهای خارجی، سعی دارد آنها را «پخش» کند. بهعنوان مثال گاز ترکیه از روسیه، باکسل، قطر، آمریکا، الجزایر و نیجریه تأمین میشود؛ بنابراین اگر یک منبع قطع شود، ترکیه میتواند از منابع دیگر استفاده کند. این استراتژی بهنام «هجینگ» شناخته میشود و هدف آن کاهش ریسک فشارهای خارجی است.
**روایتهای تاریخی و هویت ترکی**
اردوغان برای تقویت مشروعیت خود، به روایتهای تاریخی باز میگردد. او بهجای تمرکز بر فتح قسطنطنیه (سال ۱۰۷۱) که برای آتاتورک نقطه عطفی بود، به ترکیه بهعنوان وارث امپراتوری عثمانی مینگرد. در این روایت ترکیه نه تنها یک کشور ترکیزبان، بلکه یک «مملکت اسلامی» است که باید صدای مسلمانان جهان را نمایان کند. برای تقویت این روایت، اردوغان اقدام به ساخت مساجد بزرگ، افزودن تاریخ عثمانی به مدارس، و ایجاد مدارس دینی (امام خطیب) کرده است. اما نظرسنجیهای عمومی نشان میدهد که تعداد افراد خود را «دیندار» میدانند، کاهش نیافته و حتی بهنظر میرسد که جامعه ترکیه نسبت به این پروژههای دینی علاقهمند نیست.
**سیاست خارجی ترکیه: سه محور**
سیاست خارجی ترکیه تحت رهبری اردوغان بهصورت سه ردیف میباشد:
1. **دوربینسازی ترکی (جهان ترک)**: گسترش حضور ترکیه در آفریقا (پایگاه نظامی در سومالی، مدارس دینی در کشورهای ترک)، حمایت از جوامع ترک در قفقاز و خاورمیانه، و استفاده از تاریخ عثمانی برای توجیه ادعاهای ارضی.
2. **دفاع از مسلمین ستمدیده**: حمایت از فلسطینیان، روهینگیا، اویغورها و دیگر اقلیتهای مسلمان؛ این حمایت بیشتر بهصورت بیانیهها و کمکیهای بشردوستانه است تا ابزارهای عملی.
3. **حفظ منافع ملی (وطن آبی)**: تعریف مرزهای دریایی جدید در مدیترانه، ادعای مالکیت بر جزایر یونانی، و مخالفت با پذیرش کنوانسیونهای بینالمللی که ممکن است فضای دریایی ترکیه را محدود کنند.
**روابط ترکیه با چین**
اگرچه ترکیه در برخی مسائل (مانند اویغورها) با چین اختلاف دارد، اما چین امروز یکی از بزرگترین شرکای تجاری ترکیه است. ترکیه عضو پروژه «کمربند و جاده» چین است و سرمایهگذاریهای چینی در زیرساختهای ترکیه نقش مهمی ایفا میکند. بنابراین ترکیه در برابر فشارهای چین درباره اویغورها بیانعطاف نیست؛ این موضوع نشان میدهد که منافع اقتصادی میتوانند بر اصول حقوق بشری ارجحیت داشته باشند.
**پرسش هویت ترکی**
در طول تاریخ ترکیه، پرسش «ترکیهای بودن یعنی چه؟» بارها مطرح شده است. آتاتورک، که جمهوری سکولار را پایهگذاری کرد، ترکیه را بهعنوان کشوری مدرن، غربی و سکولار تعریف کرد. اردوغان این تعریف را بهصورت ترکی-اسلامی بازنویسی میکند: ترکیه باید همزمان یک ملت ترکیزبان و یک ملت مسلمان باشد. این تغییر هویت باعث شد تا گروههای قومی و دینی (کردها، علویها، ارمنیها) در روایت رسمی جای نگیرد و در نتیجه ترکیه امروز بهصورت «یکنفره» از نظر هویت ملی، ترکیزبان، سنی‑حنفی است.
**نتیجهگیری**
ترکیه امروز تحت رهبری اردوغان، یک دولت متمرکز و قدرتمند است که با استفاده از ابزارهای مختلف (سازمان دیانت، شوراهای عالی، تغییرات قانون اساسی) قدرت خود را در دست گرفته و مانع از محدود شدن آن توسط نهادهای نظارتی میشود. در عین حال، ترکیه سعی دارد از وابستگیهای خارجی خود رهایی یابد؛ برای این منظور پروژههای انرژی، دفاعی و نظامی را بهصورت خودکفا پیش میبرد و وابستگیها را پخش میکند. روایت تاریخی ترکیه نیز تغییر کرده؛ ترکیه دیگر صرفاً یک جمهوری سکولار نیست، بلکه خود را وارث امپراتوری عثمانی و نمایندهٔ «دیندار» میداند. این روایت در سیاستهای داخلی (ساخت مساجد، مدارس دینی) و خارجی (حمایت از مسلمین ستمدیده، گسترش حضور در آفریقا) مشهود است. با این حال، نظرسنجیها نشان میدهند که جامعه ترکیه هنوز نسبت به این پروژههای دینی تمایلی ندارد و تعداد افراد «بیاعتقاد» در حال افزایش است. بنابراین ترکیه در مسیر تبدیل یک جمهوری سکولار به یک دولت ترکی‑اسلامی قدم گذاشته است، اما چالشهای هویتی، اجتماعی و بینالمللی همچنان پابرجاست.