
تو داری اشتباه «هدف گذاری» میکنی
AI Summary
در این لایو به بررسی مهمترین اهرم زندگی میپردازیم و اینکه چطور میتوانیم با کار کمتر به خروجی بیشتر برسیم. اهرم به معنای عام یعنی با یک واحد ورودی، ده واحد خروجی دریافت کردن. در زندگی نیز اهرمهای استراتژیک وجود دارد که به پنج دسته اصلی تقسیم میشوند و هر طبقه بالاتر بر طبقه قبلی خود استوار است. یعنی بدون داشتن اهرم طبقه اول، نمیتوان به طبقات بعدی رسید.
اولین و مهمترین اهرم زندگی، "تمرکز" است. منظور از تمرکز، تمرکز استراتژیک در مقیاس ماکرو و تصویر کلی است، نه تمرکز بر جزئیات کوچک. با داشتن تمرکز، میتوان مهارتها، تجارب و حتی شکستها را به دست آورد. تا زمانی که تمرکز نباشد، رسیدن به طبقه بعدی اهرمها غیرممکن است. مجموع این مهارتها، تجارب و شکستها را "انرژی" مینامیم. زیرا تمرکز بر یک موضوع، به کسب مهارت و تجربه در آن زمینه منجر میشود و حتی شکستها نیز به دادههایی برای پیروزیهای بعدی تبدیل میشوند.
اهرم دوم، "خلق ارزش" یا "خلاقیت" است. پس از کسب مهارتها از طریق تمرکز، اگر نتوان با آنها ارزشی خلق کرد یا مشکلی را از دیگران برطرف نمود، آن مهارتها بیفایده خواهند بود و نمیتوان به اهرم بعدی رسید. به عنوان مثال، تدریس زبان یا کدنویسی بدون خلق ارزش برای دیگران، بیمعناست.
اهرم سوم، "ثروت" است. ثروت تنها زمانی به دست میآید که سه اهرم قبلی (تمرکز، انرژی و خلق ارزش) وجود داشته باشند. محال است کسی ثروت بالایی داشته باشد اما ارزشی خلق نکند یا در زندگی خود متمرکز نباشد و مهارتی نداشته باشد.
آخرین اهرم، "شبکه ارتباطات" یا "نفوذ" است. منظور فقط داشتن ارتباطات نیست، بلکه توانایی تأثیرگذاری بر دیگران است. ایلان ماسک نمونه بارز این اهرم است که با خلق محصولات و حل مشکلات در صنایع مختلف، تأثیر زیادی بر زندگی دیگران گذاشته است.
این پنج اهرم زندگی به صورت هرمی هستند و طبقات بالاتر تنها با رسیدن به طبقات پایینتر به دست میآیند. امروز به طور خاص بر روی اهرم اول، یعنی تمرکز، صحبت خواهیم کرد.
ناوال راویکانت میگوید باید مثل شیر زندگی کنیم. گاو و گوسفند مدام در حال چرا هستند و هر روز باید به دنبال غذا باشند، اما شیر ممکن است دو سه هفته شکار نکند و فقط استراحت کند یا کنجکاویهای خود را دنبال کند، اما پس از آن، با تمام توان و تمرکز کامل به شکار زندگی خود میپردازد. در آن لحظه، هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست، زیرا زندگیاش به آن شکار وابسته است. اگر ما مثل گاو و گوسفند زندگی کنیم، مفهوم تمرکز را در زندگی نداریم. تمرکز یعنی حاضر بودن برای پرداخت هر هزینهای برای رسیدن به هدف، حتی اگر سخت، زمانبر یا پرخطر باشد. تمرکز یعنی از ۱۰ گزینه خوب، فقط یکی را انتخاب کردن و روی آن کار کردن.
استیو جابز میگوید: "تمرکز یعنی نه گفتن به ۱۰ ایده خوب و کار کردن روی یک ایده عالی. تمرکز و سادگی، اوج نوآوری است." او این جمله را در عمل نیز نشان داد. در سال ۱۹۹۷، زمانی که به اپل بازگشت، این شرکت ۱۷ محصول اصلی داشت. جابز با ایجاد یک ماتریس دو در دو، محصولات را به چهار دسته (اقتصادی/حرفهای و قابل حمل/ثابت) کاهش داد و تنها چهار محصول (آیمک اقتصادی، آیمک حرفهای، مکبوک اقتصادی، مکبوک حرفهای) را نگه داشت. این تصمیم باعث شد که تراز مالی منفی ۳ میلیارد دلاری اپل پس از سه سال به مثبت تبدیل شود.
مشکل ما این است که فکر میکنیم برای خروجی بیشتر و زندگی بهتر باید همزمان چندین موضوع را پیش ببریم، مانند ورزش، زبان، موسیقی، کسب و کار و روابط. ما درگیر ویترینی شدهایم که دیگران از زندگی خود ساختهاند و واقعی نیست. درگیر خرافهای به نام تعادل در زندگی شدهایم و میخواهیم همزمان در همه چیز پیشرفت کنیم. در حالی که اهرم اصلی زندگی، یعنی تمرکز، میگوید از میان ۱۰ چیز خوب، فقط یکی را انتخاب کن. باید فقط یک "شکار زندگی" را در حال حاضر انتخاب کرد، نه اینکه هر روز به سراغ یک کار رفت.
تابعی به نام "تابع توانی" وجود دارد که بسیار شبیه به اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰) است. این قانون میگوید اگر بخواهید همزمان پنج عادت را بسازید، خروجی شما نزدیک به یک میشود، اما اگر فقط روی یک عادت کار کنید، خروجی شما ۹ واحد خواهد بود. یعنی انرژی تقسیم نمیشود که هر موضوع به اندازه سهم خود پیشرفت کند، بلکه پراکندگی تمرکز باعث کاهش چشمگیر خروجی میشود. حتی در ناخودآگاه خود میدانیم که موفقیت تنها با تمرکز به دست میآید، اما درگیر شبکههای اجتماعی و ویترین زندگی دیگران شدهایم. ابرقهرمانهایی مانند بتمن یا سوپرمن نیز تنها با تمرکز میتوانند ماموریتهای خود را به انجام برسانند.
آنها یک اصل ساده دارند: "شکار زندگی من در همین لحظه مشخص است. هر اقدامی که سر راه من قرار میگیرد، یا مرا به آن نزدیک میکند یا از آن دور میکند. اگر نزدیک کرد، انجامش میدهم، اگر دور کرد، نادیدهاش میگیرم." منظور از تأثیر، تأثیر مستقیم است، نه غیرمستقیم. مثلاً ورزش کردن ممکن است حال شما را بهتر کند، اما مستقیماً باعث افزایش فروش کسب و کار شما نمیشود.
تمرکز یک فلسفه و نگرش نسبت به زندگی است. "اثر مرکب" یا "Compound Effect" با عادت و استمرار به وجود میآید. شما باید یک زنجیره از اقدامات مستمر را بسازید و این عادت و استمرار در هر موضوعی فقط با تمرکز ساخته میشود. از علم نوروپلاستیسیتی و قانون هب میدانیم که هرچه نورونها بیشتر به هم شلیک کنند (یعنی یک اقدام بیشتر تکرار شود)، آن مسیر در مغز قویتر میشود. ساختن این مسیر قویتر تنها با عادت و استمرار و نهایتاً با تمرکز امکانپذیر است. اگر همزمان بخواهید پنج عادت را بسازید، نمیتوانید مسیر قوی برای هیچکدام بسازید، زیرا تمرکز ندارید.
روش ما این است که ببینید "شکار زندگی" شما در حال حاضر چیست و چه چیزی بیشترین اهمیت را برای شما دارد. مثلاً کسی که سه ماه دیگر مهاجرت میکند، زبان مهمترین اولویت اوست، نه ورزش. کسی که درآمد بالایی دارد اما اضافه وزن دارد، باید بر روی کاهش وزن تمرکز کند، زیرا زندگیاش در خطر است. باید در همین لحظه بدانید شکار زندگی شما چیست و آن فقط یک چیز میتواند باشد، نه دو چیز.
برای دستیابی به اهرمهای زندگی، باید از طبقه اول شروع کرد و ذهنیت یک دونده ماراتون را داشت، یعنی دید بلندمدت. نمیتوان یک شبه به طبقات بالای اهرمها رسید. باید تمرکز را در بلندمدت حفظ کرد، سرسختی و استقامت بالایی داشت تا در سختیها جا نزد.
در عین حال، باید ذهنیت یک دونده ۱۰۰ متر را نیز داشت. دونده ۱۰۰ متر پس از تمرینات، با تمام توان میدود، سپس استراحت میکند، اصلاحات را انجام میدهد و بازخورد میگیرد. ما نیز باید چالشهای کوتاهمدت برای خود بچینیم، مثلاً برای یک تا سه ماه، تمام توان خود را بر روی یک شکار زندگی (مانند رشد کسب و کار) بگذاریم و هر هفته یک روز را برای بازخورد، اصلاح و بهبود خود اختصاص دهیم. اگر در یک حوزه نتیجه نگرفتیم، باید مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه سریع موضوع را عوض کنیم.
چارلی مانگر میگوید: "برای موفقیت کافی است یک موضوع را انتخاب کنید که به آن میگوید 'بازی بزرگ زندگی' (Big Game of Life). زمین بازیتان را انتخاب کنید، یک ذهنیت بلندمدت نسبت به آن داشته باشید و بگویید من ۲۰ سال دیگر میخواهم جزو برترینها در این حوزه باشم." پپ گواردیولا نمونهای از این نگرش است که از یک فوتبالیست معمولی به یکی از برترین مربیان فوتبال جهان تبدیل شد. باید هر هزینهای را برای آن بازی بزرگ پرداخت، سختیها، زمانبریها و ریسکها را پذیرفت و در بلندمدت قطعاً موفق خواهید شد. تغییر مداوم موضوعات به جایی نمیرسد.
در پاسخ به سؤالات:
- برای حفظ انگیزه در طول مسیر: تمرکز، شفافیت به همراه میآورد و شفافیت باعث افزایش انگیزه، کاهش اهمالکاری و کمالگرایی میشود. وقتی بدانید دقیقاً باید روی چه چیزی تمرکز کنید، همه چیز شفاف میشود و حاضرید هر هزینهای را برای آن بپردازید.
- انتخاب زمین بازی (Big Game of Life): در کانال تلگرام ما یک پرامپت (prompt) وجود دارد که با پرسیدن ۱۰ سؤال، به شما کمک میکند زمین بازی زندگی خود را پیدا کنید.
- مشکل اعتیاد به جمعآوری اطلاعات: این موضوع به لایو بعدی مربوط میشود.
- تمرکز برای کسانی که محتاج نان شب هستند: دقیقاً منظور همین است. اگر درآمدتان پایین است، ورزش و زبان و کتابخواندن فعلاً مهم نیستند، باید فقط روی افزایش درآمدتان تمرکز کنید و مهارتی را یاد بگیرید که به این هدف منجر شود.
- مدیریت همزمان چند کار: بسیاری از "باید"ها در زندگی ما توسط دیگران یا جامعه تعیین شدهاند. باید بررسی کرد که آیا واقعاً باید آن کارها را انجام داد یا خیر. در صورت لزوم، باید کارهای آسانتر را به دیگران واگذار کرد و خود بر کارهای حیاتی و استراتژیک تمرکز کرد.
- عقب نماندن از باقی زندگی با تمرکز بر یک موضوع: ما نمیگوییم تا ابد روی یک چیز تمرکز کنید. باید یک بازه کوتاهمدت (مثلاً یک تا سه ماه) برای خود در نظر بگیرید، روی اصلیترین شکار زندگیتان کار کنید، آن را بهبود بخشید، سپس به سراغ شکار بعدی بروید.
- پیدا کردن اصلیترین شکار زندگی: در لایو هفته آینده به طور کامل توضیح داده خواهد شد.
- مشکل وقت کم آوردن با بچه کوچک: این مربوط به مدیریت کسب و کار و سیستمسازی است. باید کارهای آسانتر را واگذار کرد و بر مهمترین مشکلات تمرکز کرد.
- قاطی شدن کارهای روزمره با شکار زندگی: ۲۴ ساعت شبانهروز به دو قسمت تقسیم میشود: کارهای روزمره (مسئولیتها) و شکار زندگی. حتی اگر ۱۴ ساعت کار روزمره داشته باشید، حداقل ۲ ساعت برای شکار زندگی باقی میماند.
- مراحل اولیه کسب درآمد: در یوتیوب آموزشهایی در مورد ۶ مهارت پایه برای خلق ارزش و کسب درآمد ارائه میشود. باید مهارتی را یاد گرفت که به آن علاقه دارید و میتوانید دیدگاه ماراتونی نسبت به آن داشته باشید، نه صرفاً دنبال ترندها بودن.
- قابل اتکا بودن اصلاحات در صورت نداشتن مهارت کافی: در این صورت باید از یک مربی کمک گرفت یا اصول آن رشته را یاد گرفت تا بتوان قضاوت و مدل ذهنی درستی برای اصلاحات داشت.
- عدم نتیجهگیری پس از تمرکز و تلاش: اگر پس از چند ماه تلاش و تمرکز نتیجه نگرفتید، یا شکار زندگیتان را اشتباه انتخاب کردهاید، یا در فرآیند اصلاح و بازخورد کوتاهی میکنید. باید مداوماً اقدامات را بررسی، اصلاح و بهبود بخشید. رشد نکردن در صورت تمرکز، اقدام و اصلاح، معنایی ندارد.
لایو امروز به پایان رسید. شنبه هفته آینده در مورد چگونگی یافتن شکار زندگی صحبت خواهیم کرد.