
Andreas Malm - Fossil Capital
AI Summary
در این قسمت از پادکست «ماشین ناخودآگاه شاد» با حضور کوپر چری و تیلور اتکینز، به بررسی کتاب «ظهور نیروی بخار و ریشههای گرمایش جهانی» اثر آندریاس مالم پرداخته میشود. این کتاب، که توسط مؤسسه مردمی برای نشانهشناسی انقلابی حمایت مالی میشود، به تحلیل چگونگی تسلط سوختهای فسیلی بر نیروی آب و پیامدهای آن بر گرمایش جهانی میپردازد.
یکی از نکات کلیدی بحث، مقایسه هزینه نیروی آب و بخار در قرن نوزدهم است. مالم نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، نیروی آب در آن زمان ارزانتر از نیروی بخار (که مبتنی بر زغالسنگ بود) بوده است. در دهه ۱۸۱۰، هزینه هر اسب بخار در سال برای نیروی آب حدود ۵ پوند بوده، در حالی که برای نیروی بخار این رقم بین ۱۲ تا ۱۵ پوند تخمین زده میشد. این تفاوت هزینه قابل توجه، روایت رایج مبنی بر انتخاب صرفاً اقتصادی سوختهای فسیلی را به چالش میکشد. مالم استدلال میکند که انتخاب نیروی بخار توسط سرمایهداران، صرفاً بر اساس هزینه مصرف انرژی نبوده، بلکه ملاحظات دیگری نیز در این تصمیمگیری نقش داشته است.
یکی از این ملاحظات، مفهوم «دفتر حساب دوم» است که مالم مطرح میکند. این دفتر حساب به هزینههای مربوط به حفظ رابطه مالکیت بر منبع انرژی اشاره دارد. در حالی که آب به خودی خود ارزان یا رایگان است، حفظ و کنترل آن به عنوان یک منبع، پیچیدگیها و هزینههای بیشتری نسبت به زغالسنگ دارد. مالم با استناد به دیدگاه ویلیام بلکاستون، حقوقدان انگلیسی، توضیح میدهد که چگونه ماهیت جریان و سیال بودن آب، مانع از تعریف و تثبیت مالکیت خصوصی به شیوهای که برای زغالسنگ ممکن بود، میشد. آب به دلیل ماهیت غیرقابل تقسیم و پیوسته خود، با مفهوم مالکیت سنتی که بر اشیاء مجزا و قابل انتقال تأکید دارد، همخوانی نداشت. این دشواری در «اندازهگیری» و «انتقال» آب، مانع از قیمتگذاری و در نتیجه فروش آن به عنوان یک کالا میشد. در مقابل، زغالسنگ به دلیل ویژگیهای فیزیکی خود مانند وزن، قابلیت اندازهگیری و انبار کردن، به راحتی قابل مالکیت و معامله بود.
این بحث به مفاهیم پیچیدهتری از جمله «مالکیت بر جریان» در مقابل «مالکیت بر انباشت» (stock) میپردازد. در حالی که مالکیت بر یک انباشت (مانند تودهای از زغالسنگ) نسبتاً ساده است، مالکیت بر یک جریان (مانند رودخانه) چالشهای ذاتی خود را دارد. مالم استدلال میکند که هزینههای حفظ رابطه مالکیت بر منابعی مانند آب، به مراتب بیشتر از هزینههای مربوط به مالکیت بر زغالسنگ بوده است. این هزینهها شامل مواردی مانند حصارکشی، نقشهبرداری، نصب کنتور، و هزینههای حقوقی برای دفاع از مالکیت است. این هزینهها، که مالم آنها را «هزینههای دائمی» مینامد، بخشی جداییناپذیر از فرآیند مالکیت هستند و برخلاف هزینههای اولیه، به طور مداوم ادامه مییابند.
مفهوم «مطبوعات یا همان مجاری انتقال» (material throughput) نیز در تحلیل مالم اهمیت مییابد. او چرخه بیپایان تولید و مصرف در نظام سرمایهداری را به «سوختن بیپایان سوخت» تشبیه میکند که مستقیماً به عنوان سوختهای فسیلی قابل درک است. این تصویر، ارتباط نزدیکی با عنوان کتاب و مفهوم «سرمایه فسیلی» دارد.
بحث به مفهوم «مالکیت» در نظام حقوقی میرسد. مالم با اشاره به «حق در رِم» (right in rem) توضیح میدهد که مالکیت، حقی است در برابر همگان، نه در برابر یک شخص خاص. این حق، مبتنی بر پذیرش اجتماعی و انقیاد دیگران است. دولت نقش مهمی در این میان ایفا میکند، نه تنها از طریق اجبار و خشونت، بلکه از طریق تعریف و اعتباربخشی به ادعاهای مالکیت. در مورد آب، بلکاستون به جای انکار حق مالکیت، صرفاً از پذیرش «شکل قوی» آن ادعا خودداری کرد. این امر نشان میدهد که نظام حقوقی، نه تنها مجری، بلکه تعیینکننده حدود و امکانپذیری مالکیت است.
این تحلیل به نقد مفهوم «انحصار دولتی بر خشونت» (monopoly on violence) که توسط وبر مطرح شده است، منجر میشود. مالم استدلال میکند که در قرن نوزدهم، به ویژه در مناطق صنعتی مانند لنکشر، انحصار واقعی بر خشونت وجود نداشت. در عوض، بسیاری از مقامات محلی و قضات، خود از مالکان زمین و کارخانهها بودند. بنابراین، اجرای قانون نه از خارج، بلکه از درون توسط طبقه بورژوازی صورت میگرفت. این «دیکتاتوری بورژوازی» به پنهان ماندن هزینههای اجتماعی و تولیدی کمک میکرد، زیرا این هزینهها به عنوان «هزینههای درونی» تلقی میشدند و در دفاتر شرکتها ثبت نمیگردیدند.
اهمیت «تاریخ» در تحلیل مالم برجسته میشود. او معتقد است که رویدادها و تصمیمات گذشته، بر تحولات اجتماعی و اقتصادی آینده تأثیر میگذارند. انتخاب نیروی بخار به جای آب، نه تنها یک انتخاب اقتصادی، بلکه نتیجه مجموعهای از روابط اجتماعی و تاریخی پیچیده بوده است.
بحث به مفهوم «هزینههای تراکنش» (transaction costs) از دیدگاه رونالد کوز میرسد. کوز استدلال میکند که اگر بازارهای کارآمد باشند، چرا شرکتها وجود دارند؟ او پاسخ میدهد که استفاده از مکانیزم قیمتگذاری رایگان نیست. هزینههای جستجو، مذاکره، و اجرا، باعث میشوند که گاهی اوقات صدور دستور از سوی شرکت، ارزانتر از مذاکره بین افراد باشد. با این حال، مالم معتقد است که کوز و طرفداران او، در درک کامل هزینههای واقعی ناشی از مالکیت و اجرای آن، دچار خطا شدهاند. به نظر مالم، هزینههای ایجاد و حفظ حق مالکیت، پیش از هزینههای تراکنش قرار دارند.
مفهوم «نمایه فضایی-زمانی» (spatiotemporal profile) نیز در تحلیل مالم کلیدی است. او ویژگیهای فضایی (مانند لبهها، قابلیت تقسیم، مکان ورود به جهان) و زمانی (مانند قابلیت ذخیرهسازی، ریتم، سرعتپذیری) منابع مختلف را بررسی میکند. زغالسنگ، به دلیل دارا بودن «لبهها» و قابلیت «تقسیم» و «ذخیرهسازی»، از نظر مالکیتی برتری داشت. در مقابل، آب به عنوان یک جریان، فاقد این ویژگیها بود.
مالم همچنین به مفهوم «تراکم» (density) و «اگزِرژی» (exergy) اشاره میکند. تراکم، به میزان کار قابل انجام در واحد وزن یا حجم اشاره دارد. زغالسنگ به دلیل تراکم بالای انرژی، گزینه جذابتری نسبت به نیروی آب بود. قابلیت ذخیرهسازی (storage) نیز به شکستن پیوند بین زمان تولید و زمان مصرف اشاره دارد. مالم این فرآیند را «تبدیل زمان به فضا» توصیف میکند. یک سد، به عنوان ماشینی برای تبدیل جریان به انباشت، هزینههای زیادی برای ساخت دارد، در حالی که زغالسنگ به طور طبیعی این قابلیت را ارائه میدهد.
در نهایت، مالم استدلال میکند که انتخاب زغالسنگ به جای آب، به معنای «پرداخت هزینه اضافی» برای «مالکیت» بود، نه صرفاً هزینه مصرف. سرمایه، به جای اینکه در نقش «صاحبخانه» (landlord) برای منابع طبیعی مانند آب ظاهر شود، ترجیح داد هزینه بیشتری برای «مالکیت» زغالسنگ بپردازد. این امر، پیامدهای عمیقی برای توسعه سرمایهداری و گرمایش جهانی داشته است.
کتاب مالم نه تنها به تحلیل تاریخی و اقتصادی میپردازد، بلکه مفاهیم فلسفی عمیقی را نیز در بر میگیرد. بحث در مورد «فضاییسازی زمان» و مقایسه آن با «زمان زیسته» (lived time)، نشاندهنده تأثیر سرمایهداری بر درک ما از زمان است. سرمایهداری با تبدیل زمان به «انباشت» (stock) و «کالا»، آن را قابل خرید و فروش میکند. این فرآیند، در نهایت به «کاهش تدریجی» (gradient) منابع و افزایش شکاف بین سرمایه و نیروی کار منجر میشود.
در پایان، مالم و اتکینز به پیامدهای بلندمدت سوزاندن سوختهای فسیلی، از جمله تغییرات اقلیمی، اشاره میکنند. آنها معتقدند که در حالی که صاحبان آسیابهای بخار در قرن نوزدهم، پیامدهای فاجعهبار این روند را تجربه نکردند، اما ما امروز با «پسلرزههای» آن روبرو هستیم. این «تأخیر متابولیکی» (metabolic delay) نشاندهنده پیچیدگی و تأثیرات بلندمدت انتخابهای اقتصادی و اجتماعی ماست.